خرید بک لینک
سلام خدای خوبمدوباره هم آمدم که بگویم ننوشته ام و تمام حرفهای نگفته تلمبار می شوند.میروند در پشت ابرهای بغض و دل و دیده و اشک و شاید هم خوشحالی های بی اتماماما به زودی مینویسماین بار نه برای خودمکه برای امیرحسین ام میگوید مامان بنویس اینها بماند برای منعزیز من و دوست داشتنی ترین موجود روی زمینهر چه بزرگتر میشود به یقین تر میرسمزمین واقعا بدون او چیزی کم داشت و دنیا با او قطعا قشنگتر شده است.

برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 13:10

نانوشته هاچقدر ننوشته ام از تولد پسری که آذرماه بوددی ماه نا آرام کشورمانبهمن ماهی که گذشتاسفندماه شروع کار جنگ رمضان وعمل جراحی چشم که عقب افتادپیگیری کار نمونه برداری تیرویید که به فراموشی رفت و ..عیدی که جنگ بود و گنج بی پایان کار ما...اصفهانامیرآبادنجف آبادفریدونشهرموکب هاکاروان های خودروییتجمعاتپیاده روی های پنج. شش ساعته ی شبانه و ...نانوشته هایم زیادتر از زمان گذشته استچرا ننوشتمخودم هم حیران هستم

برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 13:10

صفحه بندی